ایران باستان
 یکتاپرستی ارمغان زرتشت پیامبر
یک توضیح:در این پست به دلیل اهمیت مطلب مربوط به زرتشت نبی مطلب مربوط به نام اقوام ساکن فلات ایران پیش از ورود آریایی ها در پست بعدی به اطلاع شما خواننده ی محترم می رسد.
زرتشت نبی :زرتشت یا زردشت نام پیامبر ایران و بیانگذار دین زرتشتی است که  ریشه ی این نام در اوستا زرت اشتر به معنی شتر زردفام است.زمان تولد و فوت زرتشت(یا به عبارتی کشته شدنش)را یکی از زمانهای 630-553ق.م   628-551ق.م    618-541ق.م میدانند اگرچه هنوز زمان درستی برای تولد و فوت یا زمان ظهور این پیامبر ایران پیدا نشده و پژوهشگران بر سر این زمان اختلاف نظر دارند اما نظر غالب برای زمان ظهور او در فاصله ی میان 600-6000سال پیش از میلاد است.
خاستگاه زرتشت را ایران ویج  که گاهی خوارزم(خراسان)یا آذربایجان و یا سیستان نامیده می شود می دانند که در آن دریاچه ای به نام کوسوی جای داشت که احتمالا دریاچه ی هامون امروزی است اما به هر حال زرتشت از سرزمینی کهن ظهور کرد که مردش آریایی و ساکن فلات ایران بودند.
زرتشت از دیدگاه اسلام:
از آنجا که اسلام صریحا ایمان به پیامبران گذشته را هم ردیف ایمان به پیامبر اسلام اعلام کرده است بنابراین زرتشت هم یک پیامبر الهی شناخته شده است چنانکه در قرآن کریم سوره ی حج آیه ی 17 زرتشتیان را مجوس نامیده است که با آن لفظ نجس به معنی ناپاک هیچ ارتباطی ندارد و کاربرد مجوس به معنای گروه ناپاک یا کافر برای غیر یکتا پرستان کاربرد دارد نه ایرانیان یکتا پرست که بنابر دین زرتشتی یکتا پرستی پیشه کرده بودند همچنین در قرآن کلمه ی مجوس به عنوان یک دین ذکر شده و پیروان آن هم در ردیف پیروان ادیان آسمانی و الهی اورده می شود حتی در برخی از احادیث اسلامی از حضرت زرتشت به عنوان پیامبر مجوس ذکر میشود بنابراین از دیدگاه اسلامی زرتشت پیامبری از جانب خداوند است که دارای کتاب آسمانی بوده است همچنین زرتشت نبی خود می گوید:اهورامزدا مرا برای راهنمایی در این جهان برانگیخت و من از برای رسالت خویش از منش پاک تعلیم یافتم.امروزه باور درست بر این است که آموزه های اصیل زرتشت نبی به مرور زمان مورد تحریف طبقات حاکم جامعه قرار گرفته و توحید زرتشتی به شرک تبدیل شد که آیه ی 29 سوره ی توبه گواه این امر است اما همانطور که گفته شد دین زرتشت به هیچ عنوانی کفر نبوده و پیروان آن دین در آن روزگاران بخاطر سخنان اعراب که در ابتدای مسلمانی ایرانیان را تحقیر می کردند و آنان را نجس می خواندند هرگز کافر نبوده و همیشه مورد لطف الله و ایزد یکتا بوده اند.
کشته شدن زرتشت:
زرتشت نبی در سن 77 سالگی در روز خور یا یازدهم اردیبهشت ماه(به نقل از متن پهلوی زادسپرم)در نیایشگاه بلخ بدست یک تورانی به نام توربراتور به قتل رسید.
تعالیم زرتشت نبی:
تلاش زرتشت نبی اشاعه ی پرستش اهورامزدا پروردگار یکتا و قادر توانا بود.از نظر او جهان آفرینش به دو قسمت متمایز تقسیم میشد که شامل اصل خیر و نیکی(سپنتامینو)به معنی مقدس و اصل زشتی و اصل زشتی و بدی(انگر مینو)به معنی ناپاکی و پلیدی بود.زرتشت نبی انسانها را به پیروی از سه اصل اخلاقی پندار نیک  گفتار نیک و کردار نیک فراخواند او بسیاری از اندیشه های دینی ای را که آمیخته با خرافات بود از میان برد ومردمان ایران زمین را به سعادت دنیوی و اخروی هدایت کرد.
سخنی از پیامبر ایران زمین:
خورشید باش که اگر خواستی بر دیگران نتابی نتوانی.

همی گویم و گفته ام بارها      بود کیش من مهر دلدارها
پرستش به مستی است در کیش مهر   برونند زین جرگه هشیارها
                                                    علامه طباطبایی
کیش مهر اشاره دارد به فرهنگ و دین یکتاپرستی ایرانی.
براستی زرتشت نبی در کنار کورش کبیر در بهشت برین ایزد یکتا به فرزندان ایرانی مسلمان خویش می بالند که با ایثار و جانفشانی خود بار دیگر همچون نیاکان خود برای آزادی یکتاپرستی و انسان دوستی و گسترش آن در پهنه ی گیتی مجاهدت میکنند.

|+| نوشته شده توسط GALAXY در دوشنبه هفدهم آبان 1389  |
 کوه پردیس

کوه باستانی پردیس در حومه ی شهرستان جم از توابع عسلویه استان بوشهر و در نیمه ی راه بندر کنگان به فیروز آباد قرار دارد.نام این کوه به واقع پردیس نبوده و اسم اصلی آن پدری است که بیشتر مردم محلی کوه را به این نام میخوانند.
این کوه دارای عجایب و ویژگی های خاصی است که می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1.نیروی مغناطیسی فوق العاده قوی این کوه که شهرت جهانی دارد.
2.نوعی خار بیابانی گرمسیری که دارای خواص دارویی بوده و شیره ی آن به فروش کارخانه های بزرگ داروسازی می رسد که از آن در ساخت یک نوع داروی آرام بخش به نام آدویل(advil)استفاده می شود.
3.نوعی خرما به نام خرمای خصه که دارای خواص دارویی بوده و در ساخت قندهای رژیمی مخصوص بیماران دیابتی از آن استفاده می شود همچنین از ویژگی دیگر این خرما غرق شدن آن در شیره ی خودش است یعنی اگر در یک ظرف تعدادی از این خرما گذاشته شود گوشت خرما تبدیل به شیره شده و خود خرما هم به اندازه ی یک آلبالو در می آید.
4.وجود چشمه ی بزرگی از آب خنک و سالم در درون کوه که تنها یکی از 400 چشمه ی این منطقه است و گفته میشود که سنگ این چشمه از جنس سنگ خارا است و توسط جمشید پادشاه افسانه ای کنده شده.
5.وجود آتشکده ای در قله ی این کوه که احتمالا اولین جایی بوده که نفت در آن سوزانده شده همچنین در قله ی این کوه آثاری از قله خانه ها و دیوارهای سنگی و گچی و راه های آبی وجود دارد که احتمال دارد مربوط به زمان های پیش از اسلام باشد.ضمن اینکه مردم محلی اعتقاد بر این دارند که آتشکده ی واقع بر قله ی این کوه محل تولد و غسل تعمید پدر جمشید جم است.
برای زفتن به این مکان می توان از فرودگاه جم که توسط سازمان پتروشیمی تاسیس شده استفاده کرد.

به نقل از شبکه ی خبر صدا و سیما و خبر گزاری chn.ir

|+| نوشته شده توسط GALAXY در دوشنبه بیست و دوم آذر 1389  |
 آریای ها از اتحاد تا تشکیل حکومت
آریایی های ساکن غرب فلات ایران را ماد می خواندند که این اسم هم نام مکان و هم نام آریایی هایی است که در حدود آذربایجان کنونی زندگی می کردند و به پرورش اسب شهرت داشتند و به کشاورزی و دامداری هم مشغول بودند.در همسایگی مادها حکومت های قدرتمند ایلام(عیلام)و اورارتور(که حکومت کوچکی بود در منطقه ی آسیای صغیر و قفقاز)و آشور قرار داشتند که از این همسایگان آشوریان(که در منطقه ی شمال غربی عراق و هم مرز با ترکیه قرار داشت)بیشتر برای ساکنین فلات ایران دردسر ساز بودند و هر از گاهی به شهرهای ایرانی هجوم می اوردند و آنها را غارت می کردند به همین جهت در اوایل قبایل ساکن در غرب زاگرس برای دفع حملات آشوریان به کوهها پناه می بردند اما به تدریج به فکر اتحاد و ساختن دژهای مستحکم افتادند و اتحادیه ی  نظامی ای ایجاد کردند که ماننا نام داشت و آریایی ها هم اغلب از آن حمایت می کردند.اما این اتحادیه نتوانست چندان موفق باشد پس مادها مصمم شدند خود اتحادیه ای تشکیل دهند.
یک قاضی که شاه شد:

اقوام مادی در روستاهایی زندگی می کردند که روئسای قبایل آنرا اداره می کردند و به رئیس قبیله کوی میگفتند.دیااکو یکی از این کوی ها بود که به تدبیر و کاردانی شهرت داشت به همین جهت او منتخب ایجاد اتحادیه ی دیگر شد.او از تجربیات اتحادیه ی ماننا و دیگر قبایل استفاده کرد و روئسا را در هگمتانه(به معنی محل گرد امدن یا انجمن)که مقر حکومتش بود جمع کرد اگرچه تعداد کمی از قبایل حاضر به شرکت اتحادیه ی جدید شدند و بقیه قبایل از عکس العمل آشور وحشت داشتند اما دیااکو در پنجاه سال حکومتش توانست اقوام مادی را متحد سازد.
فاتح آشور:
جانشین دیااکو فرورتیش بود که در جنگی با آشوریها جان سپرد و بعد از آن هوختشره که مدیر قابل و سردار فاتحی بود بر تخت تکیه زد و توانست مشکلاتی را که ساکاها در حکومت ماد ایجاد کرده بودند برطرف کند و با اتحادیه ای قوی از حکومتهای کوچک و بزرگ مستقر در فلات ایران که پیوستگی فرهنگی با یکدیگر داشتند به سراغ دشمن خود یعنی آشور برود بنابراین با پیوستن بابل(که همسایه ی آشور بود و صدمات زیادی از آشور دیده بود) به اتحادیه ی هوخشتره حکومت آشور پایان یافت.
چرا حکومت ماد ازبین رفت؟
فتح آشور ماد را ثروتمند نکرد بلکه فقط عده ای از بزرگان و فرماندهان نظامی را ثروتمند و صاحب قدرت کرد پس از هوخشتره هم اژدهاک به جانشینی رسید که به تجمل رو آورد و بدین ترتیب اوضاع کشور ماد که شامل ایالتهای زیادی بود نابسامان شد یکی ازاین ایالتها انشان(در 46 کیلومتری شمال شیراز)بود که حاکم ان با دختر شاه ماد ازدواج کرد که حاصل ان کورش بود.کورش که شاهد نابسامانی اوضاع کشور بود سعی کرد تا نظر بزرگان دربار را به خود جلب کند و همچنین با پادشاه بابل هم روابط دوستانه ای برقرار کرد شاه ماد هم که از کورش بیمناک شده بود سپاهی برای سرکوبی کورش فرستاد اما آن سپاه تسلیم کورش شد و کورش با استفاده از آن سپاه به هگمتانه رفت و به حکومت ماد پایان داد.
آثار به جامانده از مادها:
باستان شناسان در تپه گیان و گورستان سیلک و گنج زیویه آثار فلزی و سفالی کشف کرده اند که نقشهای ان نشانگر مهارت و چیره دستی هنرمندان مادی است و تصویر روشنی از زندگی ان دوران به ما ارائه میدهد.از دیگر آثار مادها شیرهای سنگی است که در همدان به جامانده.مادها همچنین ارامگاه های بزرگان و پادشاهان خود را در دل کوه میکندند که امروزه به آن گوردخمه می گویند.از آثار دینی مادها هم چند آتشدان در نزدیکی شهر ملایر از ان دوران به جامانده است. 
لطفا نظر بدهید با تشکر

|+| نوشته شده توسط GALAXY در پنجشنبه چهارم آذر 1389  |
 گذشتگان فلات ایران
یک توضیح:در این پست نام و محل استقرار برخی از اقوام قدیمی ساکن فلات ایران ذکر شده و در مورد برخی از تمدن ها اطلاعات مختصری هم درج شده است.
نام برخی از اقوام:
1.لولوبی که شامل بخش وسیعی از بالای رود دیاله ی عراق تا دریاچه ی اورمیه است که در هزاره ی دوم ق.م می زیسته اند و به دامداری مشغول بوده اند و همچنین یکی از مسائل مهم این قوم نبرد طولانی با حکومتهای میان دورود بوده است.
2.گوتی که در مجاور لولوبی و در منطقه ی استانهای آذربایجان و کردستان واقع است و مانند لولوبی در هزاره ی دوم ق.م می زیسته و شغل دامداری داشتند.
3.کاسی(کاشی)که محل سکونت آنها در دامنه های زاگرس و احتمالا قبل از سکونت در زاگرس در منطقه ی جنوب غربی دریای خزر بوده است.پیشه ی آنها دامداری و هم زمان با لولوبی و گوتی هستند.
4.مانایی ها که در منطقه ی آذربایجان کنونی و در هزاره ی اول ق.م زندگی می کرده اند و پیشه ی آنها دامداری و کشاورزی بوده و یکی از مسائل مهم این قوم به وجود آوردن اولین اتحادیه ی نظامی علیه آشور بوده است.
همچنین از اقوامی مثل آمردها و کادوسیان و... که هم زمان با اقوام ذکر شده بوده اند اطلاعات کاملی وجود ندارد.
نام برخی از مکان های محل استقرار و ویژگی تمدن اقوام بومی:
1.تپه ی گوران(60 کیلومتری جنوب شرقی کرمانشاه)که دست آوردهایی مثل ساخت ابزارهای تولید کشاورزی و ساخت خانه های گلی با خشت های دست ساز و همچنین استفاده از ظروف سفالی را داشته اند.
2.تپه ی علی کش(نزدیک رود میمه در استان ایلام)که کوچنشین کشاورز و دارای روابط اقتصادی با مکان های دوردست بودند.
3.تپه ی گنج دره(بین راه هرسین و کرمانشاه)دارای ظروفی سفالی و خانه های گلی و خشتی با دیوار و کف کاه گل.
4.گوی تپه(آذربایجان)استفاده از ابزارهای مسی و ظروف سفالی با نقوشی از انسان.
5.تپه ی گیان(نزدیک نهاوند)ظروف سفالی و فلزی با نقوش تزیینی.
6.تپه ی سلدوز(جنوب دریاچه ی اورمیه و شرق نقده)استفاده از ابزارهای کشت غلات و بافت حصیر و سبد و ساخت زیورآلات از رگه های مس طبیعی و همچنین استفاده از ظروف سفالی و سنگی.
7.تپه ی زاغه(بخش جنوبی دشت قزوین)ظروف سفالی و خانه های خشتی و گلی با چهار دیوار که یکی از دیوارها با خانه ی مجاور مشترک بود.
8.تپه ی سنگ چخماق(شمال شاهرود نزدیک بسطام)که دارای اشیای استخوانی سفالی و شیشه و سنگ است.
9.تورنگ تپه(17 کیلومتری شمال شرقی گرگان)ظروف سفالی نقشدار  و رنگ آمیزی شده سفال لعاب دار با نقش های تزیینی.
10.تپه ی مارلیک(گیلان دره ی گوهر رود)وجود آثاری از جنس مفرغ طلا و نقره که شامل جامها پیاله ها تندیسهای کوچک از انسان و حیوانات است.احتمالا ساکنین مارلیک از اقوام باستانی آمردها(امردها)بوده اند که در مقابل هجوم مکرر آشوری ها آن منطقه را ترک کرده و به سیلک مهاجرت کرده اند.
11.تپه ی سیلک(نزدیک کاشان)که قدمت آن به هزاره ی اول و دوم ق.م باز میگردد.شهرت سیلک بیشتر به واسطه ی کوزه ها و دیگر ظروف سفالین رنگین و منقوشی است که در حفاری ها بدست آمده است تزیینات این ظروف یا به شکل هندسی است یا نقش جانوران همچنین اختراع چرخ سفال گری و تولید انبوه سفال و صدور ان از دیگر ویژگی های هنر سفال گری در سیلک است علاوه بر هنر سفالگری ساخت سر مته از رگه های طبیعی مس و کشف وذوب فلز و ساخت زیورآلات مسی و قالب گیری فلزات از دیگر دست آوردهای تمدن سیلک است.
1۲.شهر سوخته(55 کیلومتری زابل)که قدمتش به هزاره های چهارم و سوم پیش از میلاد میرسد و مهمترین محل استقرار و در حقیقت پایتخت منطقه در دوران مفرغ است.در لوحهای سومری که در آنها فهرستی از شهر هایی بود که از آنها واردات داشتند از شهری به نام ارمته نام برده شده که احتمالا همان شهر سوخته است اما بر سر این موضوع اختلاف وجود دارد همچنین کشف لوحی به زبان ایلامی نشان میدهد که شهر سوخته مرکز ارتباطی غرب و شرق فلات ایران بوده است.دوران شکوفایی این تمدن بین سالهای 2500-2200 ق.م بوده است که شهر در حدود 55000نفر جمعیت داشته است که شامل دو گروه عمده ی کشاورز و صنعتگر بوده اند همچنین از مهمترین آثار معماری مشکوف در شهر سوخته خانه های موسوم به پلکانی و بنای کاخ سوخته است.از دیگر شگفتی های شهر سوخته می توان به موارد زلر اشاره کرد:
1.اولین جراحی مغز در 4800سال پیش
2.تولید کفش و وجود صنعت کفاشی
3.کهن ترین انیمیشن(جان بخشی)و تصویر متحرک مربوط به یک بز
4.یک خط کش باستانی با دقت نیم میلی متر

5.استفاده از قطعات چوبی ای که به یک نوع بازی شطرنج شباهت دارد
6.وجود لوله های سفالی که به جهت آبرسانی و دفع فاضلاب بوده است
7.صنایعی مثل مهر سازی مرمرکاری و حصیر بافی و...
مهمترین عوامل نابودی شهر سوخته حمله ی اقوام مهاجم همسایه تغییر مسیر رودخانه ی هیرمند و همچنین آتش سوزی که عامل نام گذاری این مکان به شهر سوخته شده است را میتوان نام برد.شهر سوخته

|+| نوشته شده توسط GALAXY در دوشنبه یکم آذر 1389  |
 آریایی ها در راه فلات ایران
آریایی ها از کجا آمدند

محل تجمع اقوام آریایی را علف زارهای اوراسیا(که شامل دشتهای آسیای مرکزی شمال قفقاز و اروپای شمالی است)دانسته اند آریایی ها حدود 3000-2500 سال قبل از میلاد شروع به مهاجرت کردند آنها که خود را آریایی یعنی نجیب و اصیل می نامیدند با اقوامی مثل ایلامی ها روبه رو شدند که کشاورزی میکردند و از تمدن دیرینه ای برخوردار بودند.آنها در فلات ایران به سه گروه تقسیم شدند که به طرف غرب شمال شرقی و جنوب به راه خود ادامه دادند و در کنار مراکز تمدنی آن روزگار قرار گرفتند.

ساختار جامعه ی آریایی

در راس قبیله ی آریایی کوی قرار داشت که امور مذهبی و سیاسی را اداره می کرد و به نوعی ریش سفید یا فرمانروا به حساب می آمد.قبیله های آریایی به طایفه هایی تقسیم میشدند که در راس هر طایفه واسپوهر بود و از امتیاز مالکیت زمین و اصالت خون برخوردار بود.واسپوهر را هم میتوان به نوعی به زبان امروزی بزرگ فامیل به حساب آورد که امور طایفه ی خود را اداره می کرد همچنین در راس خانواده هم پدر قرار داشت که مسئولیت هایی مثل امور جنگی مذهبی و وراثت را بر عهده داشت.پس از مدتی کوی ها که رئیس قبیله ها بودند ثروت و قدرت بسیار بدست آوردند و علاوه بر فرمانروایی مراسم دینی قبیله را برگزار کردند.آنها در شرق فلات ایران سلسله ی کیانیان را تشکیل دادند اما سرزمینشان پیوسته مورد حمله ی بیابان گردان بود.اقتصاد جامعه ی آریایی شبانی(دامداری)و روستایی(کشاورزی) بود در چنین حالتی مردم به سه گروه دامدار روحانی و جنگ آور تقسیم می شدند اما با رواج دین زردشت نظام جامعه ی آریایی دگرگون شد و طبقه ی کشاورز در کنار طبقات دیگر اجتماعی اهمیت یافت.

یک باور غلط

بسیاری از مردم یا حتی افراد تحصیل کرده آغاز تاریخ ایران را از زمان مهاجرت آریایی ها می دانند در حالی که امروز معلوم شده است قبل از مهاجرت آریایی ها به ایران اقوام مختلفی در ایران می زیسته اند و از حیث تمدن و فرهنگ پیشرفت هایی کرده بودند.همان طور که میدانید انسانهای اولیه و به طبع انسانهای اولیه ی ساکن فلات ایران  هم در غارها زندگی می کردند و غذایشان را از صید و شکار و جمع آوری دانه های گیاهی بدست می آوردند و ابزارشان هم از سنگ و چوب و بسیار ابتدائی بود(که آثار این دوران در اطراف کشف رود خراسان آذربایجان و سیستان بدست آمده)سپس به کوچ نشینی روی آوردند(که آثار این مرحله از زندگی آنها در رشته کوههای زاگرس آذربایجان کردستان و لرستان کشف شده)و به تدریج در حدود 9000 سال پیش با کشاورزی آشنا و به یکجا نشینی روی آوردند.گروه های انسانی ساکن فلات ایران بعد از این یکجا نشینی و تشکیل روستا ها شهرها و حکومت های خود با همسایگان داخل و خارج فلات ایران روابط تجاری برقرار کردند.اعتقادات مذهبی آنها هم مثل ملتهای دیگر آن عصر بود همچنین پژوهشگران معتقدند مخترع سفال ساکنان فلات ایران بوده اند زیرا قدیمی ترین سفالهای کشف شده مربوط به فلات ایران است.                                                                                 سخن نویسنده:در پست بعدی که اواخر هفته ی آینده خواهد بود در مورد حضرت زردشت و همچنین اسامی و ویژگی های تعدادی از اقوام ساکن فلات ایران قبل از ورود آریایی ها مطالبی می نویسم در ضمن مطالعه ی مطالب مربوط به انسانهای اولیه ساکن فلات ایران و مطلب مربوط به تمدن ایلام در فهم بهتر این مطلب کمک میکند.با تشکر از شما خواننده ی محترم

                                                                                                                                                    

|+| نوشته شده توسط GALAXY در پنجشنبه سیزدهم آبان 1389  |
 جنگهای صلیبی را چه کسی آغاز کرد؟(قسمت دوم)
پیروز جنگهای صلیبی چه کسانی بودند؟                                                                                                                          (نخستین جنگهای صلیبی )                                                                                                

در سال 1096.م پاپ اوربان دوم فرمان جنگ علیه مسلمانان را برای تصرف بیت المقدس صادر کرد که در پی آن جمعیت بزرگی از نواحی غربی و مرکزی اروپا به طرف بیزانس به راه افتادند تا از طریق این شهر خود را به بیت المقدس برسانند.این عده که اغلب روستاییان و شوالیه ها بودند به شکل ارتش بی نظم و فاقد فرمانده ی مشخص در مسیر خود بسیاری از روستا ها و مزارع را غارت کردند.اگرچه عده زیادی از صلیبی ها در بیابانها و در اثر گرسنگی از بین رفتند اما بقیه ی آنها از کرانه ی شرقی مدیترانه خود را به شام و فلسطین رساندند.در هنگام شروع جنگهای صلیبی جهان اسلام از تفرقه و جدال داخلی رنج میبرد.فلسطین در دست فاطمیان مصر بود که روزگار ضعف و زوال خود را طی می کردند و شام در دست سلجوقیان طرفدار خلافت عباسی بود اما نه سلجوقیان با هم متحد بودند و عباسیان توجهی به مرزها نشان می دادند و از طرفی سلجوقیان و فاطمیان سخت با هم دشمن بودند در نتیجه در برابر این هجوم وحشیانه فقط نیروهای محلی شهرهای شام و فلسطین مدتی مقاومت کردند که سرانجام قسمت های وسیعی از شام به تصرف صلیبی ها در امد و بیت المقدس نیز پس از کشتار بسیار هولناکی که از مسلمانان صورت گرفت اشغال شد و جنگ اول صلیبی با پیروزی صلیبی ها به پایان رسید.اخبار این واقعه جهان اسلام را تکان داد لذا آل زنگی که حکومتی در مرزهای شام بود بر علیه صلیبی ها وارد جنگ شد و انها را از اراضی مسلمانان عقب راندند.شکست صلیبیان موجب حرکت نیروهای تازه نفس از اروپا شد اگرچه از قبل نیز خبر پیروزی و تصرف بیت المقدس موجب حرکت صلیبی ها به طرف شرق شده بود به این ترتیب جنگ دوم صلیبی اغاز شد اما صلیبی ها در این جنگ موفق نبودند زیرا هم مسلمانان اماده شده بودند و هم فاتحان جنگ اول از امدن مهاجران جدید ناراضی بودند.ناکامی در جنگ دوم پاپ را بر ان داشت تا پادشاهای انگلستان فرانسه المان(امپراطوری مقدس روم) را عازم فلسطین کند که این امر زمینه ی جنگ سوم صلیبی را به وجود اورد  اما در این جنگ یکی از فرمانروایان مسلمان به اسم صلاح الدین ایوبی سخت ایستادگی نشان داد و توانست بیت المقدس را باز پس گیرد و شکست سنگینی به صلیبیان وارد سازد و فقط قسمتهایی از نواحی ساحلی را صلیبیان توانستند حفظ کنند اما تحمل این شکستها برای حکومت مسیحی دشوار بود لذا لشگرکشی های دیگری تدارک دیده شد.در جنگ چهارم صلیبی با توجه به سربازان زیاد و تجهیزات فراوان امید به پیروزی در دل صلیبیها تقویت شد.آنان مصمم به تصرف بیت المقدس و دست یافتن به غنایم آنجا بودند اما وقتی به قسطنطنیه رسیدند تصرف وتاراج آن را به پیروزی نزدیکتر دیدند تا جنگیدن با مسلمانان و تصرف بیت المقدس به همین جهت به قسطنطنیه که بزرگترین شهر جهان مسیحیت بود حمله ور شدند و آنجا ار تاراج و چپاول کردند.

(جنگ پنجم صلیبی یا جنگ صلیبی کودکان)

شکستهای پی در پی  و تاراج قسطنطنیه برای مسیحیان موجب نگرانی و ناراحتی شد و انان علت این ناکامی ها رادر رسیدن به هدف گناه کاری میدانستند.در پی این تفکر شایعه ای در اروپا منتشر شد که اگر کودکان که افراد بی گناهی هستند به جنگ بروند پیروزی بدست می اید بدین جهت عده ی زیادی کودک از فرانسه و المان به طرف دریای مدیترانه به راه افتادند اما این کودکان هرگز به مقصد نرسیدند چون در همان اروپا به وسیله ی افراد شیاد و راهزن ربوده شدند بدین ترتیب جنگهای چهارم و پنجم تا جنگ نهم صلیبی مربوط به خود اروپا شد و به جهان اسلام سرایت نکرد.سرانجام در سال 1291.م و پس از دو قرن با روی کار آمدن حکومت مملوکان مصر و شام که با ضربات پی در پی بنادر و پایگاههای صلیبی ها را در سواحل دریا تصرف کرد و آنها را عقب راند و جنگهای صلیبی با پیروزی مسلمانان پایان یافت.                                                                                                                                      (بهره گیری اروپاییان از تمدن اسلامی)                                                                                      در نتیجه ی این جنگها اروپاییان از طریق تجارت با مسلمانان که راه آسان تری برای ارتباط با جهان اسلام بود با دستاوردهای علمی و فنی و کالاهایی مثل قهوه کاغذ قطب نما پارچه های پنبه ای و همچنین کتاب های علمی مثل کتاب های پزشکی و شیمی داروشناسی داروسازی مکانیک وعلومی مثل جغرافیا ونجوم فلسفه آشنا شدند تا جایی که در اروپا مردم کالایی را که ساخته مسلمانان بود بیشتر می خریدند دلیل آن هم کیفیت آن محصولات بود همچنین پادشاهان مسیحی برای درمان بیماری های خود به بیمارستان های اسلامی می امدند.                                                                                                                            سخن نویسنده:خواننده ی محترم لطفا در نظر سنجی اعلام کنید که آیا با پست چنین مطلب هایی موافق هستید یا فقط مطالب تاریخی مربوط به تاریخ ایران را بگنجانیم؟با تشکر

|+| نوشته شده توسط GALAXY در پنجشنبه ششم آبان 1389  |
 جنگهای صلیبی را چه کسی آغاز کرد؟
 جنگهای صلیبی

صلیب مهم ترین نماد مسیحیت است که بنا به اعتقاد مسیحیان یاد بود شهادت حضرت عیسی(ع) به وسیله ی صلیب است.مسیحیان در جنگ صلیب را روی لباسهای خود نقش کرده بودند به همین جهت به آنها صلیبی و جنگهای دویست ساله ی آنها با مسلمانان جنگهای صلیبی می گویند.

از قرن هفتم میلادی برابر با قرن اول هجری مسیحیت و جهان اسلام رو در روی هم قرار گرفتند ولی با نزدیک شدن به سال هزار میلادی (اواسط قرون وسطا) زمینه برای جدال مسیحیان با جهان اسلام فراهم شد.اگرچه این جنگها جنبه ی مذهبی داشت اما نمی توان تمام علل و زمینه های آن را به حساب اعتقادات مذهبی گذاشت بلکه شرایط سیاسی اقتصادی و اجتماعی اروپا نیز در آن دخیل بود.از جمله زمینه های اصلی بروز این جنگها عبارت است از:

1.انتظار ظهور حضرت عیسی(ع):عده ای از مسیحیان اعتقاد داشتند که مسیح(ع) پس از هزار سال در بیت المقدس ظهور میکند و به همین دلیل زائران بسیاری به این شهر اسلامی مسافرت می کردند که این مسافرت ها نتیجه ی مهمی داشت که آن آگاهی اروپاییان از شرایط اجتماعی و اقتصادی زندگی مسلمانان بود که این برای مسیحیان که نه به مسافرت می رفتند و نه روابط تجاری با جایی داشتند بسیار پر جاذبه بود.

2.افزایش جمعیت و بروز مشکلات اجتماعی در اروپا:در پی چند قرن با ورود اقوام مهاجر به اروپا جمعیت این قاره زیاد شد و مشکل کمبود زمین برای کشاورزی به وجود آمد تا جایی که اروپایی ها مجبور به خشک کردن باتلاق ها شدند.در چنین شرایطی فئودال ها و پادشاهان در جست و جوی سرزمین های جدید بودند و چون قاره ی اروپا نسبتا کوچک و از سه طرف محاصره در آب است و امکان کشور گشایی ندارد درنتیجه به اراضی شرقی مدیترانه(شام و فلسطین)که دردست مسلمانان بود چشم دوختند.

3.پیشروی مسیحیان در اندلس(اسپانیا):در دوره ی فرانک ها مسیحیان بر فشار خود برای بازپس گیری اندلس که در اواخر قرن اول هجری در تصرف مسلمانان بود افزودند و به دلیل اختلافات داخلی مسلمانان کم کم متحمل شکست هایی شدند و نواحی شمالی اسپانیا را از دست دادند و این پیروزی ها مسیحیان را به گشودن جبه های جدید علیه مسلمانان ترغیب کرد.در چنین شرایطی پیروزی برق آسای سلجوقیان بر روم شرقی(بیزانس)در جنگ ملازگرد رخ داد و امپراطور بیزانس در حالی که قسمت های وسیعی از قلمرو خود را از دست داده بود از پاپ در خواست کمک کرد و پاپ به تقاضای او پاسخ مثبت داد و بدین ترتیب جنگ های صلیبی آغاز شد.

در زیر بخشی از سخنان پاپ اوربان خطاب به مسیحیان را آورده ام:

((سرزمینی که شما اکنون در آن سکنا دارید و از همه جانب محاط به دریا و قلل جبال است از برای نفوس عظیم شما بسیار تنگ می باشد.خوراکی که از آن عاید شما می شود به سختی تکافوی احتیاجات مردمی را میکند که به کار کشت مشغول اند از این روست که شما یکدیگر را می کشید و می درید و... آن سرزمین را از چنگ قومی تبهکار بیرون آورید و خود بر آن استیلا یابید .بیت المقدس جنتی است مشحون از لذات و نعم...))                                                                                                                                             سخن نویسنده:در پست بعدی که احتمالا اواخر هفته ی آینده خواهد بود تعداد و سرانجام این جنگها و همچنین از جنگ صلیبی کودکان مسیحی وبهره گیری اروپاییان از تمدن اسلامی می نویسم.امیدوارم به این مطلب نظری بیاندازید و منتظر ادامه ی این مطلب باشید با تشکر از شما خواننده ی محترم.
|+| نوشته شده توسط GALAXY در چهارشنبه بیست و هشتم مهر 1389  |
 نام ایران
 

سرزميني كه امروز با جغرافياي معلومش ايران گفته مي‌شود در قديم‌الايام «خونيرث» و يا «خونيره» و بعد «ايران ويچ» و «ايران» گفته شده است.

«خونيرث» - يا خونيرس- نام قديمي و اوليه اين سرزمين است كه از دو جزء «خون» و «يرث» تشكيل شده است. جزء اول آن مخفف «خيون» يا همان «خون» و «هون» است كه در زبان ساسانيان و بويژه در كتاب رزمنامة «اياتكا زريران» به اقوام ترك «آق هون» يا «هون سفيد» يا آفتاليت و هياطله اطلاق مي‌شد و «يرث» يا «يره» همان «زمين» است كه رويهمرفته معني «سرزمين هونها» را مي‌دهد و نشان از آن دارد كه «اقوام ترك زبان هون» اولين ساكنان اين مرز و بوم بودند.

وقتي قوم «هون» يا «خون» با اقوام «اور» (ur) در آسياي ميانه متحد شدند اتحاديه قبايلي «اورخون» را تشكيل دادند كه نام اين اتحاديه بر قسمتي از آسياي ميانه نهاده شد كه بعدها كتيبه‌هاي «تركي باستان» به زبان «گؤك ترك‌ها» از آنجا بدست آمد.

واژه «خيون» يا «هون» در دانشنامه مزديسنا چنين تفصيل گرديده كه «خيون در اوستا بصورت خوئيون و خيَ اُن نام قبيله و قومي است از تورانيان…[و به] قبيله‌هاي دانو و خوئيون … در پهلوي و حماسة اياتكار زريران خيون گفته شده»(1)

در كتاب «وِهَرود و اَرَنگ» از ارجاسب ترك به عنوان «شاه خيونان» نام برده شده كه در نزديك جنگل سپيدمرو با گشتاب پادشاه يران جنگيده است(2)

به هر حال اين واژه در «هادخت نسك» (فرگرد 1 بند 30) نيز بصورت «خونيره» - با هاي غير ملفوظ - آمده و نشان مي‌دهد كه ساكنان اصلي سرزمين باستاني ايران «تركان هون» بودند كه سرزمين خود را نيز «خونيره» يا «خونيرث» مي ناميدند.

واژه «ايران ويچ» نيز مثل «خونيرث» يك واژه تركي است و از چهاز جزء اي + ار+ ان + ويچ تشكيل شده كه «ايي»
(iyi)در تركي به معني «خوب و نجيب» و «ار» به معني مرد و دلاور و جنگجو و «ان» پسوند جمع و مكان و «ويچ» يا «بيچ» به معني «تخمه و بيضه» است كه اين واژه آخري همين امروز نيز در زمان تركي آذربايجاني بكار مي‌رود. معني اين واژه چهار جزئي رويهمرفته«مكان و سرزمين دلاوران نجيب» است كه بر اثر كثرت استعمال به صورت مخفف آن يعني «ايران» درآمده است. واژه ايران بعد از حمله مسلمانان و داخل شدن اين مملكت در تركيب خلافت اسلامي منسوخ گرديد و بعد از اسلام تا زمان مغولان به ايرانيان «عجم» يعني «گنگ و لال» (3) و به خود سرزمين آنان نيز «ممالك عجم» گفته شده چنانچه «ابن عبري» حتي در زمان اوايل حمله مغول به ايرانيان «عجم» گفته و در مورد جنگ‌هاي اعراب و ايران مي‌نويسد:

«قبايل عرب حمله كردند و عجم هم بر عرب حمله برد و نبرد خونين از ظهر تا غروب آفتاب ادامه داشت پس از غروب هم عربها به عجمها حمله كردند»(4)

بعد از حمله هلاكوخان مغول به بغداد و سقوط امپراتوري عباسيان اصطلاح «ايران» دوباره توسط «مغولان» رايج گرديد و در سايه همت مغولان ايرانيان از «گنگي و لالي» درآمده و شهروند درجه يك امپراتوري مغولان گرديدند و بدين ترتيب مغولان در حقيقت «چشم و گوش و زبان» ايرانيان را «باز» كردند و از «لالي» نجات دادند.

اما علت اينكه چرا منولان چنين كردند و واژه ايران را دوباره از نو زنده گردانيدند به روابط خصمانه «چهار اولوس» يا «اولوس اربعه» برمي‌گردد كه اگر بصورت مختصراً ايضاح گردد چنين است :

بعد از تسخير ايران توسط مغولان و بعد از مرگ چنگيزخان امپراتوري عظيم چنگيزي بين چهار نفر از خاندان او تقسيم گرديد كه به اين چهار خاندان چهار اولوس يعني ملت مي‌گفتند. چهار اولوس حاكم بر جهان چنين بودند :

1- اولوس ايلخانان در ايران كه نوادگان هلاكوخان بودند.

2- اولوس جغتاي در ماورالنهر كه نوادگان جغتاي بودند.

3- اولوس قيزيل اوردو در روسيه كه نوادگان جوجي‌خان بودند.

4- اولوس قوبلاي خان در چين كه نوادگان قوبلاي قاان بودند.

چون اين چهار اولوس به رقابت هم برخاستند اولوس ايلخانان كه نوادگان هلاكوخان بودند دشمنان خود را كه اولوس جغتاي در ماورالنهر بودند و محل قديمي تركان يعني «توران» محسوب مي‌شد توراني و خود را چون ساكن ايران بودند «ايراني» ناميدند تا از نظر ايرانيان خود را «مدافع ايران» جلوه داده و دشمنان را «عوام فريبانه» توران ناميدند تا از جنگ‌ قديمي ايران و توران – كه به زعم ايرانيان- اكثراً پيروز بودند!!- بهره‌برداري تاكتيكي و تبليغاتي كنند. به همين جهت است كه ناگهان بين نويسندگان دوره ايلخاني واژه ايران و توران از نو زنده گرديد و در بوق و كرناي تبليغاتي ايلخاني دميده مي‌شد. نويسندگان دوره مغول همچون رشيدالدين فضل‌ الله در جامع‌التواريخ، جويني در جهانگشاي جويني، وصاف‌الحضره در تاريخ وصاف، ناصرالدين منشي در سمط‌العلي للحضره‌اللعيا در پي اختلافات دو خاندان مغولي ايلخاني و جغتاي خود را «ايراني» و دشمن خاندان خود را «توراني» ناميدند و به پيروي از آنها نيز نويسندگان عرب در مصر كه در تحت حاكميت تركان مملوك مي‌زيستند سرزمين ايلخانان را «مملكه‌الايرانيين» ناميدند كه يكي از مهم‌ترين نويسندگان اين دوره شهاب‌الدين احمد بن فضل الله عمري (700 – 749) است كه در كتابش بنام «مسالك‌الابصار في ممالك‌الامصار» به صراحت از كشور تحت فرمان ايلخانان مغول با نام «مملكه‌الايرانين» نام مي‌برد(5) بدين ترتيب در اثر اختلاف دو خاندان جغتايي و هلاكويي كه يكي در اين سوي جيحون و يكي در آنسوي جيحون حاكميت داشتند دو نام اسطوره‌اي احيا گرديده كه نام توران بعدها از روي آسياي ميانه برداشته شده و نام ايران تا به امروز بر اين سرزمين باقي ماند. پس مغولان به اصطلاح خونخوار اولين دولت بعد از اسلام هستند كه به اين سرزمين نام «ايران» را نهادند و ايرانيان را دوباره «ايراني» كردند.

نظر بدهید

|+| نوشته شده توسط شایان در دوشنبه بیست و ششم مهر 1389  |
 ایران در گذر ناندرتالها انسانهای اولیه و سنگ نگاره ها
 ناندرتال ها و انسانها در تقابل با یکدیگر

ناندرتال ها شکارچیان حرفه ای با زندگی اجتماعی بودند آنها ملت ساده ای بودند که با هم زندگی میکردند و توسط مهاجمین جنگ طلب یعنی نوع بشر امروزی از بین رفتند هر چند کارشناسان متخصص در امور عصر هجر هنوز با این جنبه از زیست شناسی ناندرتالها موافق نیستند واین مجادله بویژه در مورد روابطشان با انسان مدرن هنوز ادامه دارد.روابط اجتماعی برای ناندرتالها بسیار مهم بوده و این موضوع به خاطر زبان و گویش آنها بوده استخوان هنجره ی آنها نشان میدهد که آنها قادر بوده اند به طور کامل صحبت کنند اما ممکن است جمله های آنها ناقص بوده باشد.پرفسور استنلی امبروس استاد دانشگاه ایلنویز معتقد است آنها بسیار امرانه صحبت می کرده اند به عنوان مثال به جای اینکه بگویند:آیا ممکن است آن شی را به من بدهید؟ میگفتند:آن را به من بده.این غار نشینان همچنین از ناتوانان و سالمندان قوم خود حمایت می کردند.طبق بقایای بدست آمده از یک ناندرتال سالمند که تمام دندانهایش را از دست داده نشان میدهد که استخوان بالای حفره ی دندانهایش التبام پیدا کرده و این بیانگر این موضوع است که دیگران قبل از اینکه به وی غذا بدهند آن را می جویدند ناندرتالها صورتی درشت با بینی برامده ابروهای پر پشت و بدون چانه داشتند آنها ماهیچه های قدرتمندی داشتند که به علت سازگاری با عصر یخبندان به وجود امده بود و این خصیصه در آنها از دوران کودکی نمود میکرد طوری که یک کودک 8 ساله ی ناندرتال مانند یک کودک 12 ساله ی انسان امروزی بود.آنها در  گروه موجودات گوشت خوار رده بالا قرار داشتند و به همین منظور نیازمند مهارت کافی در شکار بودند آنها گوزن و گاو کوهان دار را شکار می کردند. 

 انقراض                                                                                                                                      از 190000 سال پیش آنها در محدوده ی اروپا و جنوب آسیا زندگی می کردند اما ظهور انسانهای مدرن حدود40000 سال پیش ناندرتالها را به رقابت بر سر منابع با اجداد ما کشاند و این رقابت باعث ازبین رفتن آنها شد.آخرین ناندرتالها 28000 سال پیش از بین رفتند.

 

 

انسانهای اولیه در ایران

60 سال پیش پرفسور گریشمن باستان شناس فرانسوی که سابقه ی تحقیق و تفحص در زیگورات چغازنبیل را دارد غار پبده که در دل کوه انبار سفید منطقه ی لالی واقع در شمال استان خوزستان و هم مرز با چهارمهال و بختیاری است را مورد کاوش قرار داد و طبق بررسی های او مشخص شد این غار 15000 سال پیش و همزمان با عصر پارینه سنگی مخستین زیستگاه انسانهای اولیه در فلات ایران بوده این باستان شناس قدیمی ترین اثار سکونت انسان در فلات ایران را کشف کرد و اعتقاد بر این داشت که آثار به جا مانده از مردمانی که 15000 سال پیش در این غار می زیسته اند نشان میدهد آنها اجداد بختیاری های امروزی هستند.

سنگ نگاره های ایران زمین
کهن ترین آثار تاریخی و هنری بجامانده از بشر و به تعبیری مادر تاریخ هنر زبان خط اسطوره ها و فرهنگ ها سنگ نگاره ها هستند و آنچه امروز ما از تاریخ زبان  هنر و خط می بینیم همه از بستر سنگ نگاره ها خلق شده اند.قدمت بعضی سنگ نگاره ها 40000 سال می رسد این اوصاف است که اهمیت سنگ نگاره ها آشکار و اهمیت مناطقی که دارای سنگ نگاره هستند مشخص می گردد. ایران بیشترین و متنوع ترین سنگ نگاره های دنیا را به خود اختصاص داده است.کشف فنجان نماها و نقوش تقدیسی مثل پنجه های دست فصل جدیدی را در مطالعه ی محققین باز کرد و دانش پژوهان را در حیرت فروبرد.نقوشی که بر روی دیواره ی سنگی دره ها و کوه ها کنده کاری شده اند شامل:نقوش بز کوهی حدود 90% و 10% مابقی نقوش انسان در حالات مختلف شکار جنگ سوارکاری و رقص های آیینی است و همچنین نقش های حیواناتی مثل شتر یک کوهان و دو کوهان حیوانات عجیب پلنگ شیر گرگ پرندگان دو پا یا چهار پا اسب مار لاک پشت گیاهان و حتی اشکال هندسی حروف رمزی ونمادهای گوناگون که نشان می دهد در اعصار باستان مردم زیادی در فلات ایران زندگی می کرده اند رامی توان دید. با بررسی و مطالعه ی دقیقتر می شود دریافت که این کنده کاری ها مربوط به دوره های مختلف تاریخ است که بر روی یک دیواره ی سنگی به صورت چندین لایه نقوش مختلف روی هم حکاکی شده  نقوش بعضی سنگ نگاره ها انقدر قدمت دارند که با چشم غیر مسلح قابل رویت نیست و رنگ انها به شکل خود سنگ شده و اثار حکاکی روی انها با سنگ اصلی همگون شده است البته نباید از حوادث طبیعی در نابودی و از بین رفتن این سنگ نگاره ها چشم پوشی کرد اما نکته ی جالب توجه اینکه مقداری از سنگ نگاره های باقی مانده از کنار جاده ی اسفالت به راحتی قابل مشاهده است و نیازی به سخره نوردی ندارد جالب تر اینکه تاکنون میلیون ها نفر حتی جاده سازان از کنار انان عبور کرده ولی به انها توجه نکرده اند در صورتی که این سنگ نگاره ها بخش عظیمی از تاریخ و هنر ایران زمین را در خود جای داده اند. شهر های خمین(تیمره) سراوان ملایر تفرش الیگودرز خوانسار محلات کهک قم و بجنورد و بسیاری از شهرهای دیگر ایران عزیز دارای سنگ نگاره هستند که نیاز به توجه و تحقیق و نگهداری دارند و ما به عنوان یک ایرانی نباید با دست خود اثر تاریخی نیاکان و گذشتگانمان را از بین ببریم اموری مثل یادگاری نوشتن روی این سنگ نگاره ها عملی قبیح و زشت است و انتظار می رود با فرهنگ سازی چنین اشتباهاتی دیگر رخ ندهد.

|+| نوشته شده توسط GALAXY در پنجشنبه بیست و دوم مهر 1389  |
 وصیت نامه ی کوروش بزرگ
در این مطلب می خواهم وصیت نامه ی کوروش بزرگ را که در واپسن لحظات عمر خود بر جا گذاشته را برای شما بذارم

حال که مرگ من فرا رسیده است ایران را مقتدر ترین کشور آسیا به دست شما می سپارم.من به خاطر ندارم در هیچ جهاذی برای عزت و سربلندی ایران زمین مغلوب شده باشم.جمله آرزوهایم برآورده شده و سیر زمان پیوسته به کام من بود ولی در تمام مراحل  زندگی از شکست و ضعف در هراس بودم و هیچگاه مغرور نشدم وخود. . . .

به ادامه ی مطلب مراجعه فرمایید


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط شایان در شنبه هفدهم مهر 1389  |
 
 
بالا